X
تبلیغات
خوش خنده ترین مجری دنیا-علی ضیا
خوش خنده ترین مجری دنیا-علی ضیا

نوشته شده در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1392ساعت 12:15 توسط فاطیما|

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نوشته شده در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1392ساعت 12:14 توسط فاطیما|

 

 

 

 


نوشته شده در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1392ساعت 0:13 توسط فاطیما|

سلام دوستای عزیز.

میخوام یه گزارش مختصرومفید ازبرنامه شب آرزوها براتون بنویسم.

خداروشکر تونستم به موقع برسم و یه جای خوب همون ردیقهای اول

روبروی جایی که ایشون قراربود اجراکنند نشستم.

هرچند ایشون با میکروفن سیار اجرا میکردند وطبق معمول

یه جا نمی ایستادند.

برنامه باقرائت قرآن شروع شد و بعد صدای دکلمه آقای ضیا

ازپشت صجنه و بعد کم کم با همون حالت که

داشتند دکلمه میخوندند اومدن روی سِن.

تاواردشدند همه شروع کردند به جیغ و دست وهورا

ایشونم خندشون رفت و یه مکث ولبخند وبعد دوباره شروع کردن به خوندن.

شعربااجازه خدا رو دکلمه کردند و بعد یه کم متنهای خوشگل دیگه خوندن

ودرآخرهم شعر

ماگدایان خیل سلطانیم رو خوندن.

بعد احوالپرسی وبگو بخند

چون سالن نسبتا کوچیک بود و صندلیها به سن خیلی نزدیک

گفتند خیلی خوبه که انقد بهم نزدیکیما،آأم استرس میگیره

تاحالا انقد آدم بااین فاصله ازنزدیک ندیده بودم.

یه تشکرهم کرد از طراحان سالن کردند و گفتند

میشد یه سری صندلی هم اینجا(روی سن) بذارند.

بعد ازحاج آقای برمایی دعوت کردند که بیان

ایشونم یه کم تاخیر داشتند،یه کم شوخی کردند

وبعد گفتند که من میدونم حاج آقا روحیه شون جوریکه

اگه براشون دستم بزنید ناراحت نمیشن پس به افتخارشون دست بزنید.

حاج آقا اومدن وبعد ازخوندن یه شعر خیلی خوشگل

شروع کردند به صحبت و بانمایش چندتا اسلاید

صحبتهایی درباره آرزوها و اونشب کردند.

وقتی حاج آقا رفتند وآقای ضیا دوباره اومدند

همه شروع کردند جیغ و دست و هورا

ایشونم که به قول خودشون کلی ذوق میکردند بااین کارای حضار

گفتند ازحرفهای حاج آقا اینارو یاد گرفتید؟

جیغ و هو هو ودست و اینا..............؟

بعد دوباره اقای ضیا اومدن واینبارازحامد زمانی دعوت کردند.

گفتند یه خواننده ی جوون رو میخوام دعوت کنم که بیاد

یه سریا دادزدن حامد زمانی

ایشونم باتعجب گفتند برنامه رو بهتون دادند فکرکنم.

هربارم که ایشون روی سن میومدند جیغ و دست و .......

آقای زمانی هم اومدن ویه آهنگ اجراکردند که یادم نیست

بعدگروهش رو دعوت کرد و آهنگی رو که قراره ماه رمضون امسال

تیتراژ یکی ازبرنامه ها بشه رو خوندن که گفتند آگه تایید کنید کاملش میکنیم

بعدبادستهای مردم گفتند که خوب خداروشکر تایید شد.

بعد ترانه ماه عسل گذشته  رو زنده اجرا کردند.

دوباره آقای ضیا اومدند و بعد ازیه کم صحبت وشوخی ازآقای دکتر شیری

دعوت کردند که اومدند وصحبتهای قشنگی هم کردند.

دوباره که اقای ضیا اومدن روی سن همه جیغ و...................

خندیدن و گفتند واقعا شما از حرفهای کارشناسامون

 همین جیغ و هو هو و..... رو یاد میگیرید؟

بعد ازگروه حنانه دعوت کردند که اومدن ویه برنامه جالب نمایشی

دروصف حضرت علی اجرا کردند.

خیلی جالب بود.

بعد دوباره اقای ضیا اومدن و از حاج  آقای زائری دعوت کردند و

 یه کم  باایشون شوخی کردند

آقای زائری که تشریف آوردند گقتند  آقای ضیا

گفتند قراره دست بزنید و هوهو کنید بعد ازحرفهای من

همین اول هرکاری میخواید بکنید که بعد ازخرفهام دیگه ازین کارانکنید

کاملا معلوم بود که از بی ادبی بعضی از شرکت کننده ها  ناراحت بودند.

چون اونایی که شلوغ میکردند و جو رو به هم میریختند

دقیقا پشت سر ایشون نشسته بودند.

باصحبتهاشون کاری کردند که حضار جرات نکردند

دست وجیغ و.......... بزنند وباصلوات ایشون رو بدرقه کردند.

وقتی آقای ضیا هم اومدن همونایی که  مسخره بازی در میاوردند

به مسخره شروع کردند به صلوات فرستادن

که اقای ضیا گفتند اگه میخواید صلوات بفرستید

حرمتش رو حفظ کنید ویه صلوات درست و حسابی بفرستید.

بعد کمی صحبت کردند و آزآقای صابر خراسانی

دعوت کردند که اومدند و شعرای قشنگی خوندن.

بعد آقای ضیا گفتند که یه سری بادکنک باگازهلیوم پر شده

که بیرون میتونید آرزوهاتون رو روش بنویسید

این بادکنکها میره پیش خدا.

برای آخر مراسم هم ایشون همون شعری که

برای حضرت علی تو برنامه ماه عسل خوندن رو خوندن.

ازپدرم اسمشو یاد گرفتم.................

که یه سری ازمردم بلند شدند و رفتند

که ایشون ناراحت شدند و گفتند دودقیقه به جایی برنمیخوردا.

ممنون از معرفت اونایی که رفتند.

مراسم تموم شد و اومدیم بیرون.

من رفتم رو یک یاز بادکنکها  آرزومو بنویسم

ولی فکرکنم آرزوم خیلی بزرگ بود به بادکنک فشار اومد

چون هنوز تموم نشده  بود آرزوم که بادکنک ترکید.

البته مال خیلیها میترکید.

امیدوارم تونسته باشم  شما توضیحات مفیدی داده باشم.

مرسی از مسیحای عزیزم

وعکسها

 

 

 

 

نوشته شده در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1392ساعت 0:4 توسط فاطیما|




خیلی شبیهن!!!!!!نه؟:)))






آقای کارشناس حقوق






نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1392ساعت 23:57 توسط فاطیما|

 

 


 



ممنون از مسیحاجان


نوشته شده در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1392ساعت 0:51 توسط فاطیما|

میگن شب آرزو ها خدا فرشته هاشو میفرسته

تا بیان زمین و آرزو های بنده هاشو بنویسن
اون وقت فرشته هاآرزوهاتو میبرن پیش خدا و

خدا هم بهترینشو بهت میده...
حواست باشه فرشتتو گم نکنی...


زندگی بی مولا سخته........اللهم عجل لولیک الفرج

نوشته شده در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1392ساعت 0:49 توسط فاطیما|

خدای من!

چقدر دوست دارم که وقت مناجات خدای من بخوانمت، الهی … ربی …

این حس مالکیت، این که تو خدای من هستی …

انگار همه ی حفره ها و جاهای خالی را پر می کند …

در شب آرزوهایتان فراموشمان نکنید...


از پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم ) روایت شده است که فرمودند:

از اولین شب جمعه در ماه رجب غافل نشوید.

زیرا شبى است که فرشتگان آنرا لیلة الرغائب (شب آرزوها) مى نامند!

شب آرزوها

امشب را در کنار ثانیه ها ، آمین گوی آرزوهایت می شوم
آرزویم را دعا کن . . .


نماز مربوط به امشب (شب آرزوها):

دوازده رکعت نماز (6 نماز دورکعتی)

در هر رکعت بعد از حمد سه مرتبه سوره ی انا انزلناه و دوازده مرتبه سوره قل هوالله احد

بعد از تمام شدن نماز هفتاد مرتبه: اللهم صَلِّ عَلی مُحمدٍ النَّبیِ الاُمیِّ  و عَلی آله

سپس به سجده می روی و هفتاد مرتبه: سُبُّوحٌ قُدّوسٌ رَبُّ المَلائِکةِ وَ الرّوحِ

سپس سر از سجده بر میداری و هفتاد مرتبه می گویی: وَارحَم و تَجاوَز عَمّا تَعلَمُ انَّکَ اَنتَ العَلیُّ الاَعظَم

سپس باز به سجده می روی و هفتاد مرتبه می گویی: سُبُّوحٌ قُدّوسٌ رَبُّ المَلائِکةِ وَ الرّوحِ

سپس حاجات خود را میطلبی،ان شاء الله که برآورده می شود!






شب آرزوهاست


باید دری برای مناجات وا شود


تا درد بی دوای گناهم دوا شود


باید کسی که نزد خدا دارد ابرو


وقت سحر به یاد دلم در دعا شود


التماس دعا...

نوشته شده در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1392ساعت 0:46 توسط فاطیما|

نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1392ساعت 16:58 توسط فاطیما|

به افتخار مجری ماه عسل

بعد از اجرای دو آهنگ تقریبا ریتمیک، حالا نوبت به خواندن آهنگ های غمگین تر رسیده بود. یگانه در این بخش از برنامه ریمیکسی از آهنگ های «سرتو بالا بگیر»، «رگ خواب» و «نمی ذارم خسته شی» را اجرا کرد. ریمیکسی که به شدت مورد توجه مردم قرار گرفت و باعث شد فضای جالبی در سالن به وجود بیاید. بعد از اجرای این ریمیکس، یگانه خطاب به طرفدارانش گفت: «نبینم اینقدر غمگین و ناراحت باشید...» او به سراغ معرفی مهمان بعدی اش رفت و به شوخی گفت: «امشب کسی در سالن حضور دارد که مدتی از دستش ناراحت بودم، اما چیکار کنم که امشب شب تولدمه ... به افتخار مجری خوب تلویزیون، علی ضیاء.» یگانه بعد از معرفی ضیاء، خودش هم همراه مردم به تشویق مجری ماه عسل پرداخت.



سه شنبه ها رو دوست دارم
چون عشقمو پس نمی دی
اون قلب پر محبت و
دیگه به هیچ کس نمی دی
دستمو تو دست می گیری
برام لالایی می خونی
غصه هاتو به حسِ من

تا جایی که هست نمی گی



نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1392ساعت 22:15 توسط فاطیما|

موهای سپیدم زیاد شده

این روزها به چشم میاد

دیروز کودکی درخیابان ازمن پرسید

پیر شده اید یا ارثی است

انگار پیر شده ام

کسی غمم را ندیده جزتو که این روزها درمن لبریزی

ومن موهای سپیدم را دوست دارم بسیار

پیر شده ام انگار

زیاد


روبروی هتل ستارگان شیراز

داخل هتل ستارگان شیراز

باغ ارم شیراز

ممنونم از :

وبلاگ علی ضیا با طعم ویتامین ۳

نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1392ساعت 22:14 توسط فاطیما|

مروز که زمین و آسمان می گرید
از بهر غريب سامرا می گرید
جا دارد اگر كه شیعه خون گریه کند
چون مهدی صاحب الزمان می گرید
شهادت امام هادی(ع) تسلیت باد

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1392ساعت 22:13 توسط فاطیما|


ممنون از فاطمه جون

نوشته شده در جمعه بیستم اردیبهشت 1392ساعت 16:10 توسط فاطیما|

 

http://upload.tehran98.com/img1/bkjm7xk3fqm5xbml5jfj.gif


نوشته شده در جمعه بیستم اردیبهشت 1392ساعت 16:5 توسط فاطیما|

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1392ساعت 0:42 توسط فاطیما|



      قالب ساز آنلاین